ساخت ویلا در شمال : Kohansazandegan0

ماده يکم – از تاريخ تصويب اين تصويبنامه قانونی عرضه و اعيانی کليه جنگلها و مراتع و بيشههای طبيعی و اراضی جنگلی کشور جزء اموال عمومی محسوب و متعلق به دولت است ولو اينکه قبل از اين تاريخ افراد آن را متصرف شده و سند مالکيت گرفته باشند. باوجودیکه امروز پشتون ها گروه قومی مشخصی را از نگاه زبانی و فرهنگی تشکیل میدهند، هیچ مدرکی وجود ندارد که تمام پشتونهای امروزی دارای منشای قومی واحدی باشند. تمام آنها را میتوان ازنگاه زبانی بطور تخمینی به ایرانی ها (بخصوص بلوچ ها، پشتون ها وتاجک ها)، ترک ها (عمدتا ترکمن ها و یوزبیکها) و غیره تقسیم کرد.

به علاوه از دیگر پیامدهای منفی از دست رفتن گونههای گیاهی، میتوان به اختلال در مطالعات دارویی و نیز کاهش جمعیتهای محلی که برای شکار و درمان به آنها وابسته هستند، اشاره کرد. از امکانات رفاهی پارک دهکده طلایی هم می توان به چندین رستوران و کافه، پارک بازی برای کودکان، پارکینگ اختصاصی، باغ وحش، پیست اسکیت و پلاژ اشاره کرد. در یک دایرهای گذاشتند از او امتحان کردند نتوانست کارش را انجام دهد اورا در یک دایره دیگری بردند در آن جا هم نتوانست کار کند بعد عذر او را خواستند گفتند ما برای شما کار نداریم او رفت و پس از سه روز آمد گفت من با پنجهزار ریال در سازمان برنامه استخدام شدم و حکمی هم دستش بود.

مردم ترسیدند ادیبالذاکرین را هم ببرند، او را برداشته بخانهاش رسانیدند. چگونه تمرینات حمام ­جنگلی را آغاز کنیم؟ اگر علاقه مند به داشتن ویلا در یک شهر وسوسه انگیز هستید ما به شما نوشهر را معرفی می کنیم. طبعا عرصه هاي طبيعي بيشتر به درد سودجويان مي خورد، آنها با آتش سوزي، جنگل را به زمين کشاورزي و باغ تبديل مي کنند. طورمثال، الفنستون در بارۀ ناصرغلجی، یک قبیله کوچی که در امتداد مرز های افغانستان- پاکستان زندگی میکند، چنین میگوید: “هوتکی های غلجی میگویند ناصری ها همسایۀ (مشتریان) آنهاست نه اقارب (عشیره یا قوم) آنها: بعضی ها آنها را حتی اولادۀ بلوچها میدانند؛ هرچند آنها پشتو صحبت نموده و قویا خود را دارای نسب افغانی میدانند، درحالیکه قیافۀ ظاهری و ویژگیهای آنها دقیقا نشاندهندۀ اینستکه یک قوم کاملا متفاوت ازایشان اند”.

قومیت یک پدیده ایستا نبوده و تعداد زیادی “پشتونیت یا پشتونولی” را پذیرفته اند. راه دوم برای رفتن به این جنگل، سفر با قطار و یا اتوبوس است. این پارک که وسعت آن صد و هشتاد و پنج متر می باشد، در میان خانه های مسکونی قرار گرفته است و البته آب و هوایی خنک تر از قسمت مسکونی این منطقه دارد. آنها همچنان تشکیل دهندۀ یک قسمت بزرگ نفوس افغانستان (حدود 40 تا 50 فیصد) میباشند. دریک مطالعۀ جدید، حدود 55 قوم یا تبار درافغانستان زندگی میکنند.

بدینسان روزها میگذشت، و کوشندگان یا کوچندگان، روزهای سخت سرما را در آن پناهگاه بسر میبردند. کوچی های جنوبغرب وغرب کشوراکثرا پشتونهای درانی میباشند، درحالیکه یکتعداد پشتون های غلجی (کنفدراسیون دیگر پشتون که عرصه های مختلف درانیها را پذیرفته اند) وگروههای دیگرتباری بشمول بلوچها و ایماقها نیز بآنها پیوسته اند. آنهائی که زمستان را درشمال سپری میکنند، غالبا یوزبیک ها و دیگران بشمول پشتونهای درانی اند. چنین مهاجرت های سالانه باعث میشود که مردم افغانستان از چراگاه های مرتفع کوه ها بهره برادری نموده واین طریقه دیگری است برای مردم افغانستان که زمین های خویش را افزایش دهند.

اما دهکده ها همیشه نمیتواند تغذیه کافی برای حیوانات فراهم نماید، لذا یکتعداد مردم با گلۀ خویش برای چراگاه تابستانی به کوهها می روند. لذا تا اواخر سدۀ نزدهم، نام افغانستان فقط بمناطقی اطلاق میشد که مسکن اصلی پشتونها بود (بامتداد هردو جانب خط دیورند)، درحالیکه قسمتهای غرب وشمال افغانستان فعلی بصورت عام بنام خراسان و بعضا ترکستان یاد میگردید. لذا به گمان اغلب، خارجی ها این نام را برای توصیف یکتعداد مردمان مرزهای هندو- ایرانیان بکاربرده اند، درحالیکه ممکن است پشتون بوده باشند یا نه. به این ترتیب مشخص شد که برای حضور در منطقه آمازون میتوانید به این کشورها سفر کنید.

اگر با این مکان آشنایی ندارید و برای اولین بار است که تصمیم به جنگلنوردی گرفتهاید، بهتر است با تورهای طبیعتگردی سفر کنید تا یک راهنمای حرفهای را در کنار خود داشته باشید. با رفتن به جنگل، می توانید صدای پرندگان را بشنوید، نوازش برگ ها حس کنید و خود را از هیاهوی شهر دور کنید. ادارات ثبت اسناد و كشاورزيو ساير مراجع موظفند اطلاعات لازم را در اختيار مأمورين سازمان جنگلها و مراتع كشور قرار دهند. اما چنین تشخیص هویت تاکنون با اسناد و مدارک به اثبات نرسیده است.

اگرچه مار بوآی درختی ساکن جنگلهای آمازون خزندهای سمی نیست، اما قطعا نمیتوان آنها را بیخطر دانست. بعلاوه، در شمال کابل مردمانی وجود دارند که به زبان پَراسی صحبت میکنند (بابر زبان پراسی را یکی از11 زبان ساحۀ کابل ذکرکرده است). خوب است بدانید یکی از محبوبترین مکانها برای کمپینگ و شب مانی در جنگل ابر، کنار دو چشمه ترش و قطری است. آیا پشتونها و افغانها یکی اند؟ پشتونها به زبان پشتو یا پختو صحبت میکنند که یک زبان ایرانی بوده و با زبانهای فارسی، کردی، بلوچی وغیره ربط دارد.

پژوهش درمورد خاستگاه یا منشای پشتون ها و افغان ها بمثابه کاوش بر سر منبع رود خانۀ آمازون است. بعین ترتیب، منشای نام افغان نیز مشکلزا است. دراینجا گفته میشود که قبایل متعدد افغان درکوههای غرب هند زندگی میکنند. ابن بطوطه، گردشگرمراکشی سدۀ سیزدهم که قبلا دررابطه به هندوکش راجع باو ذکرکردم، دربارۀ “پارسیانی بنام افغان” مینویسد که درجلگه های بین غزنی و سند زندگی داشتند. فصل زمستان درصحراهای خشک جنوبغرب وغرب؛ درجلگه های افغانستان شمالی؛ و درنواحی پائین و گرم مونسونی بامتداد مرز پاکستان درشرق و جنوبشرق کشور یافت میشود.

مطابق متن، این دهکده احتمالا در نزدیکی های گردیز(درشرق غزنی) واقع است. از زمان تکمیل کانال راین-ماین-دانوب در آلمان در سال 1992، این رودخانه بخشی از راه آبی عبوری در اروپا از دریای سیاه تا روتردام در دریای شمال بوده است. چرا که بهترین زمان برای بازدید از آن زمانیست که کمی مرطوب و بارانی باشد چرا که در این زمان رنگ سبز جنگل متفاوت و زیباتر است. درعین زمان در1153 سلجوقها تحت سلطان سنجرتوسط گروه دیگری از بین غوزها بازهم شکست میخورند. تذکر قانونی بنده این بود که مطابق اصل الحاقی بمتمم قانون اساسی مجلسین شورای ملی و سنا مکلفند پس از رسمیت یافتن مجلسین بلافاصله در مورد اصول ۴-۵-۶-۷- قانون اساسی و تفسیر مربوط باصل هفتم و همچنین در اصل هشتم و اصل ۴۹ متمم آن تجدید نظر نمایند توضیحی که در این خصوص عرض کرده بودم و محرک اصلی بنده در این تذکر قانونی بوده وهست این بود که چون شایعات و انتشاراتی بین مردم د رمحافل سیاسی و غیر سیاسی و روزنامهها در اطراف این مطلب داده میشود که ممکن است موجب نگرانی ملت ایران شده باشد.

او اضافه میکند که کوه اصلی آنها بنام “کوه سلیمان” نامیده شده و یاد آور یک عنعنۀ قدیمی دربین پشتون هاست که مسکن اصلی آنها، اطراف کوه های سلیمان در شرق کندهار میباشد. پرندهای به نام سیاه خروس که در ایران فقط در کوههای ارسباران و اطراف رود ارس دیده میشود، گونهای در معرض تهدید است که شکار آن به طور کلی ممنوع اعلام شده است. بصورت عام کوههای مرکزی و شمالشرقی افغانستان جدا کنندۀ جنوب اکثرا پشتون ازشمال غیرپشتون است.

کوچیها ونیمه کوچیهای افغانستان بصورت عام بنام کوچی یاد شده و اکثرا گوسفند و بز نگهداری میکنند. کوچیها ونیمه کوچیها هربهاربا رمۀ خویش به کوههای افغانستان مرکزی رفته و در موسم خزان به دهکده ها یا قرارگاهای زمستانی خویش برمیگردند. بعضی از آنها به زندگی کامل دامداری پرداخته وهمیشه با رمۀ خویش در حرکت میباشند. در ولایت بادغیس در غرب کشور حدود ۳۰ هزار هکتار جنگلی طبیعی سته وجود دارد.

بهگفتهی برخی از بازرگانان و کاروباریان پسته در ولایت بادغیس، هماکنون یک کیلو پستهی پروسسنشده در بازار قلعهنو و غرب کشور از ۵۰۰ تا ۷۰۰ افغانی خرید و فروش میشود. کوچیهای غرب بصورت عام پشتونهای غلجی اند. سوداگران پووینده پشتون (غلجی) عادت داشتند سالانه ازکوه های افغانستان به وادی اندوس و تا عمق هند بروند. آمل شهری زیبا در استان مازندران است که علاوه بر جاذبه های طبیعی فراوان، دارای جاذبه های تاریخی نیز هست. درگذشته، شبکه های بزرگ آبیاری در سیستان و شمالشرق کشورباعث ایجاد مراکزدیگرفعالیت های انسانی میشود، اما اینها ازآن ببعد یا تخریب شده و یا بدون ترمیم باقی مانده است.

طورمثال هزاره های افغانستان مرکزی امروز به زبان (ایرانی) پارسی (فارسی یا دری) صحبت میکنند، درحالیکه بطورآشکاردارای منشای ترکی- مغولی اند. محصولات حیوانی (گوشت، لبنیات، موی و پشم) مبادله یا فروخته شده و درعوض غله، حبوبات، میوه جات و سایر وسایل زندگی خریداری میشود. درحدودالعالم، یک اثر پارسی از مولف نامعلوم در اواخرسدۀ دهم، ازمحلی بنام “ساول، یک دهکدۀ گوارا در یک کوه که در آن افغانها زندگی میکنند”، نام میبرد. ما اینرا میدانیم، زیرا درمیان سرزمینهای پشتون ها، بغیراز تاجکهای پارسی گوی که درهمه جا حضوردارند، هنوزهم محله های اقوامی وجود دارد که به زبان های دیگر ایرانی صحبت میکنند.

وسعت جنگل ابر، ۳۵هزار هکتار است و گونههای متنوع گیاهی و جانوری را در خود دارد. دایناتونیک همچون خیل عظیمی از خوانندگان تمام سعیش این است تا بتواند در لیست بهترین های ماه قرار گیرد و امیدوار است آهنگ آوای جنگل بتواند این اتفاق مهم را رقم زند. Jamie Maslin، گردشگری کانادایی، این منطقه را بدین گونه توصیف کرده است: به طراوت و سرسبزی انگلیس و ورای ذهنیت ما از طبیعت کویری و خشک ایران! افزایش آگاهی بیماران در قبل و بعد از طبیعت درمانی وهمچنین استفاده از فاکتورهای طبیعی مانند رنگ و اشکال نزدیک به طبیعت، جزو مواردی بودند که می بایست به آن ها در آینده توجه شود.

دیدگاهتان را بنویسید